معرفی بازی جالیز
جالیز یک بازی کارتی اقتصادیه که شما رو میذاره وسط یک بازار شلوغ کشاورزی؛ جایی که هرکسی دنبال محصول خودشه و هیچ معامله ای صرفا از سر محبت انجام نمیشه!
هر بازیکن چند جالیز داره و تلاش میکنه محصولات مشابه رو کنار هم بکاره، در بهترین زمان برداشت کنه و از فروششون بیشترین سکه ممکن رو به دست بیاره. اما کارت هایی که وارد دستتون میشن همیشه دقیقا همون چیزی نیستن که میخواین و همین جاست که پای مذاکره با بقیه وسط میاد.
جالیز بازییه که تقریبا هیچکس توش ساکت نمیمونه. هنوز نوبت شما نشده ولی دارین پیشنهاد میدین، پیشنهاد رد میکنین، وسط معامله بقیه فضولی میکنین و سعی میکنین بفهمین چه کسی به چه محصولی احتیاج داره. همین تعامل دائمی یکی از بزرگترین دلایل جذابیت بازیه.
تو جالیز چه کار میکنین؟
در طول بازی محصولات مختلف وارد دستتون میشن و باید اونها رو در جالیزهاتون بکارین. وقتی تعداد مناسبی از یک محصول جمع کردین میتونین برداشتش کنین و براساس تعداد کارت هایی که کاشتین سکه بگیرین.
مشکل اینجاست که نمیتونین هر محصولی رو تا ابد نگه دارین. فضای جالیز محدوده و گاهی یک کارت نامناسب میتونه شما رو مجبور کنه محصولی رو زودتر از چیزی که میخواستین برداشت کنین.
پس باید قبل از رسیدن اون لحظه فاجعه بار، کارت اضافی رو somehow به یکی دیگه قالب کنین. و چه ابزاری بهتر از مذاکره، وعده، تهدید اقتصادی و جمله جاودانه «بابا این به درد خودت میخوره!»؟
قلب واقعی جالیز: معامله
اگر بخش معامله رو از جالیز برداریم، یک بازی جمع آوری کارت خوب باقی میمونه. ولی با معامله، جالیز تبدیل میشه به چیزی که هست.
تقریبا همه چیز قابل مذاکره است. ممکنه یک محصول رو با محصول دیگه عوض کنین، چند کارت بدین و یک کارت بگیرین یا حتی چیزی رو مجانی به کسی بدین فقط برای اینکه از دست خودتون خلاص بشه.
و همین «مجانی دادن» گاهی از فروش هم باارزش تره.
یک کارت ممکنه برای شما کاملا مزاحم باشه ولی برای نفر کناری دقیقا همون محصولی باشه که برداشت بعدیش رو چند سکه ارزشمندتر میکنه. ناگهان چیزی که چند ثانیه قبل آشغال محسوب میشد تبدیل میشه به کالای استراتژیک و شما هم طبیعتا قیمتش رو 300 درصد افزایش میدین. اقتصاد، ولی با گوجه و بادمجون.
چرا دست کارت ها اینقدر مهمه؟
یکی از ایده های هوشمندانه Bohnanza که جالیز هم ازش استفاده میکنه اینه که نمیتونین کارت های دستتون رو هرجوری که دوست دارین مرتب کنین.
ترتیب کارت ها اهمیت داره و همین محدودیت باعث میشه بازی مدام شما رو مجبور به تصمیم گرفتن کنه. ممکنه بدونین چند نوبت دیگه یک محصول دردسرساز به جلوی دستتون میرسه و از همین الان دنبال کسی بگردین که حاضر باشه تحویلش بگیره.
در نتیجه حتی وقتی محصولی توی زمینتون نیست، ممکنه از چند دور قبل برای آینده اش نقشه داشته باشین. معامله در جالیز فقط برای چیزی که الان لازم دارین نیست؛ گاهی دارین آینده جالیزتون رو نجات میدین.
نسخه پیشرفته جالیز
جالیز فقط Bohnanza با اسم محصولات ایرانی نیست. هوپا برای نسخه خودش امکانات بیشتری در نظر گرفته که در حالت پیشرفته وارد بازی میشن.
جالیز سوم، کود، تراکتور، اعتبار و کارت های رویداد باعث میشن بعد از اینکه بازی پایه رو یاد گرفتین، راه های بیشتری برای توسعه مزرعه و مدیریت درآمد داشته باشین. اتفاقاتی مثل برف و باران هم شرایط بازی رو تغییر میدن و اجازه نمیدن هر دور کاملا شبیه قبلی باشه.
بهتره اولین بازی رو با حالت عادی شروع کنین و وقتی همه با کاشت، برداشت و معامله راحت شدن سراغ حالت پیشرفته برین. بازی پایه خودش به اندازه کافی جون داره؛ بعد امکانات اضافه مثل ادویه وارد ماجرا میشن، نه اینکه مجبور باشین از همان ابتدا دفترچه قوانین رو مثل کنکور حفظ کنین.
جالیز با چند نفر بهتره؟
جالیز برای 3 تا 7 نفر طراحی شده، ولی نقطه طلاییش معمولا حدود 4 تا 5 نفره است. BGG هم برای Bohnanza همین تعداد رو بهترین حالت معرفی میکنه.
با تعداد کمتر، معاملات قابل کنترل تر و حساب شده تر میشن. با 5 یا 6 نفر بازار خیلی شلوغ تر میشه، چند نفر ممکنه همزمان دنبال یک محصول باشن و بازی کم کم تبدیل میشه به بازار میوه و تره بار در ساعت اوج.
اتفاقا اگر چیزی که از جالیز میخواین خنده، چونه زدن و کل کل باشه، همین شلوغ شدن بخش بزرگی از جذابیته.
چرا جالیز اینقدر فانه؟
چون فان بودن جالیز از کارت رو کردن شانسی نمیاد؛ از آدم هایی میاد که دور میز نشستن.
بازی مدام بهونه میده که با هم حرف بزنین. یکی التماس میکنه یک کدو بهش بدین، یکی ادعا میکنه محصولش اصلا براش مهم نیست در حالی که قیافه اش داد میزنه حاضر است ارث پدریش رو بابتش بده، یکی پیشنهاد معامله ای میده که فقط خودش ازش سود میبره و بعد 5 دقیقه تلاش میکنه ثابت کنه این معامله برای «اقتصاد کل منطقه» مفیده.
برای همین دو دست جالیز با دو جمع مختلف میتونه کاملا حس متفاوتی داشته باشه.
اون لحظه هایی که یکی برای یک کارت ساده شروع میکنه به سخنرانی اقتصادی، یا 3 نفر همزمان میخوان یک محصول رو از نفر چهارم بخرن، دقیقا چیزیه که باعث میشه خاطره خود بازی خیلی بیشتر از امتیاز نهایی تو ذهنتون بمونه.
جالیز مناسب چه کسانیه؟
اگر بازی هایی رو دوست دارین که توش بازیکن ها دائم با هم در ارتباطن، جالیز انتخاب فوق العاده ایه. مخصوصا برای جمع های خانوادگی و دوستانه ای که اهل حرف زدن، کل کل کردن و معامله هستن.
برای کسانی که تازه وارد دنیای بردگیم شدن هم گزینه خیلی خوبیه. قوانین اصلی پیچیده نیستن، ولی بازی بعد از چند دست هنوز تصمیم های جالبی جلوتون میذاره.
از همه مهم تر، جالیز از اون بازی هاییه که بازیکن باتجربه و تازه کار میتونن کنار هم بشینن و هر دو واقعا درگیر بازی بشن. لازم نیست قبلش 20 بازی اقتصادی دیگه انجام داده باشین تا بفهمین «2 تا خیار میدم، بادمجونت رو بده» معامله خوبیه یا نه.
چه کسانی احتمالا جالیز رو دوست ندارن؟
اگر ترجیح میدین سرتون پایین باشه، قلمرو خودتون رو بسازین و بقیه بازیکن ها تقریبا مزاحمتون نشن، جالیز احتمالا جای آرامش شما نیست.
همچنین کیفیت بازی تا حدی به جمع بستگی داره. اگر بازیکن ها حاضر به معامله نباشن و هرکس فقط کارت خودش رو بازی کنه، یکی از بهترین بخش های جالیز عملا خاموش میشه.
کمی شانس هم در ترتیب کارت ها وجود داره، پس اگر فقط بازی هایی رو دوست دارین که نتیجه کاملا قابل محاسبه باشه، اینجا ممکنه بعضی وقت ها مزرعه سر ناسازگاری باهاتون بذاره.
کیفیت و محتویات نسخه ایرانی
جالیز یکی از تولیدات جدی هوپاست و برای یک بازی کارتی، محتویات زیادی داخل جعبه داره. طراحی محصولات و حال و هوای ایرانی بازی هم کمک کرده نسخه بومی صرفا حس یک ترجمه مستقیم رو نداشته باشه.
داخل جعبه 176 کارت شامل کارت های محصول، راهنما و رویداد، 14 صفحه بازی شامل زمین ها و جالیز سوم، 35 نشان مختلف برای امکانات و اتفاقات بازی، یک کیسه پارچه ای و دفترچه قوانین قرار گرفته. در بین نشان ها و امکانات بازی مواردی مثل کود، تراکتور، اعتبار، برف، باران و اصلاح نژاد دیده میشه.
مقایسه و ارزش خرید جالیز
جالیز در اصل از Bohnanza میاد، اما نسخه ایرانی با تغییرات و امکانات خودش به اندازه کافی هویت مستقل پیدا کرده که فقط یک «Bohnanza فارسی» خطابش نکنیم. بازطراحی محسن پوررمضانی و توسعه امیر سلامتی باعث شده فضای کشاورزی و اقتصادی بازی برای مخاطب ایرانی خیلی طبیعی بنشینه.
اگر با بازی هایی مثل Splendor یا Century آشنا باشین، جالیز نسبت به اونها خیلی کمتر ساکت و محاسباتیه. موتور اصلی اینجا نه کارت ها، بلکه مذاکره بین بازیکن هاست.
اگر هم از بازی های مهمانی مثل UNO میاین، جالیز یک قدم عمیق تره؛ هنوز راحت یاد گرفته میشه و خنده و کل کل داره، ولی تصمیم های اقتصادی و مدیریت دست باعث میشه فقط به شانس وابسته نباشه.
برای جمعی که معمولا 4 تا 6 نفر دور هم بازی میکنن، جالیز از اون خریدهاییه که ظرفیت زیادی برای دوباره روی میز اومدن داره. چون چیزی که بازی رو عوض میکنه فقط ترتیب کارت ها نیست؛ آدم ها، معامله هاشون و میزان پررویی اقتصادیشون هم هر دفعه فرق میکنه.
جمع بندی
جالیز یکی از اون بازی های خانوادگیه که توضیح دادنش ساده تر از توضیح دادن دلیل جذابیتشه.
روی کاغذ دارین محصول میکارین، مجموعه کامل میکنین، برداشت میکنین و سکه میگیرین. ولی وقتی بازی شروع میشه، چیزی که واقعا تجربه میکنین یک بازار پر سر و صداست که توش همه دارن معامله میکنن، بلوف میزنن، جنس اضافه شون رو به بقیه میندازن و برای یک کارت محصول طوری چونه میزنن انگار قرارداد صادرات نفت امضا میکنن.
قوانین ساده است، تصمیم به اندازه کافی داره، با بازیکن های غیرحرفه ای هم خوب جواب میده و مهم تر از همه، مردم رو وادار میکنه با هم بازی کنن، نه فقط کنار هم.
و احتمالا همین بهترین تعریف برای جالیزه.
یک بازی درباره کشاورزی که در نهایت بیشتر از اینکه مهارت کشاورزیتون رو آزمایش کنه، معلوم میکنه چقدر خوب میتونین یک بادمجون رو به دوستتون بفروشین.