مرکادو د لیسبوا
Mercado de Lisboa
مرکادو یک بازی استراتژیک کوتاه برای علاقهمندان کاشیگذاری و بازیهای اقتصادی است؛ جای غرفهها را انتخاب کنید و از مشتریها بیشتر از رقبا درآمد بگیرید.
مرکادو یک بازی استراتژیک کوتاه برای علاقهمندان کاشیگذاری و بازیهای اقتصادی است؛ جای غرفهها را انتخاب کنید و از مشتریها بیشتر از رقبا درآمد بگیرید.
مرکادو (Mercado de Lisboa) یک بازی اقتصادی و استراتژیک جمعوجور است که شما را به بازار مدرن شهر لیسبون میبرد؛ جایی که بازیکنان غرفههای مختلف باز میکنند، رستورانها را در نقاط مناسب بازار قرار میدهند و تلاش میکنند مشتریها را دقیقاً به همان راهرویی بکشانند که بیشترین درآمد را برایشان ایجاد میکند.
ظاهر بازی ساده است: یک بازار 5 در 5، چند نوع غرفه، تعدادی رستوران و مشتریهایی که از ورودیهای مختلف وارد میشوند. اما تقریباً هر کاشی که روی صفحه قرار میدهید ارزش خانههای اطراف و حتی درآمد غرفههای رقیب را تغییر میدهد. همین موضوع باعث میشود مرکادو با قوانین نسبتاً ساده، تصمیمهای فضایی و اقتصادی بسیار بیشتری از چیزی که در نگاه اول به نظر میرسد داشته باشد.
بازی توسط ویتال لاسردا (Vital Lacerda) و جولیان پومبو (Julián Pombo) طراحی شده و نسخه اصلی آن توسط ایگل-گریفون گیمز (Eagle-Gryphon Games) منتشر شده است. مرکادو برای 1 تا 4 بازیکن طراحی شده و یک جلسه معمولی حدود 30 تا 45 دقیقه طول میکشد. ناشر اصلی آن را یک بازی سریع با قوانین ساده و تصمیمهای تاکتیکی عمیق معرفی میکند.
نام کامل بازی به معنای «بازار لیسبون» است و طراحی آن ارتباط مستقیمی با بازی بسیار سنگینتر لیسبوا (Lisboa) دارد. در واقع، سیستم ساختوساز شهری لیسبوا الهامبخش هسته کاشیگذاری مرکادو بوده، اما اینجا آن ایده در قالب یک بازی کوتاهتر و بسیار قابلدسترستر بازطراحی شده است.
نسخه ارائهشده در آلفان، نسخه فارسی مرکادو (Mercado de Lisboa) است و تمام هسته بازی اصلی شامل غرفهها، مشتریها، رستورانها و رقابت اقتصادی روی بازار لیسبون را در اختیار بازیکنان قرار میدهد.
بازارهای امروزی فقط مجموعهای از چند مغازه کنار یکدیگر نیستند. رستورانها، کافهها و خدمات مختلف میتوانند رفتوآمد مشتریها را تغییر دهند و وجود یک کسبوکار موفق حتی روی ارزش مغازههای اطراف هم اثر بگذارد.
مرکادو دقیقاً همین رابطه را به یک بازی تبدیل کرده است.
در مرکز صفحه، بازار لیسبون به شکل یک شبکه 5 در 5 قرار دارد. غرفههای مختلف میتوانند ماهی، گل، گوجهفرنگی، گوشت یا انگور بفروشند و مشتریهایی که اطراف بازار ظاهر میشوند به دنبال بعضی از همین محصولات هستند. در کنار آنها رستورانها و کسبوکارهایی مثل سوشیبار، چایخانه، پیتزافروشی، همبرگرفروشی، بار شراب و پاب میتوانند ارزش غرفههای مجاورشان را افزایش دهند.
بنابراین قرار نیست صرفاً بیشترین تعداد غرفه را بسازید. مهمتر این است که کجا غرفه بسازید، چه چیزی بفروشید و چه زمانی مشتری مناسب را وارد همان راهرو کنید.
گاهی بهترین حرکت شما درآمد زیادی برای خودتان ایجاد میکند، اما همزمان جیب رقیب را هم پر میکند. سؤال واقعی این میشود که آیا سود شما بهاندازهای بیشتر هست که این معامله هنوز ارزش داشته باشد یا نه.
اقتصاد بازار با همان بیرحمی آشنای خودش وارد بردگیم شده است: مشتری شما ممکن است با نهایت بیوفایی از مغازه بغلی هم خرید کند.
مرکادو در هسته خودش یک بازی کاشیگذاری (Tile Placement)، اقتصادی و مبتنی بر موقعیتیابی فضایی است. بازیکنان غرفهها و رستورانها را روی یک شبکه مشترک قرار میدهند و مشتریها را در دو سر ردیفها و ستونها وارد بازار میکنند.
آنچه بازی را جذاب میکند، وابستگی همه این اجزا به یکدیگر است. ارزش یک غرفه فقط به نوع خودش بستگی ندارد؛ مشتریهای قرارگرفته در همان ردیف و ستون، رستورانهای مجاور و حتی غرفههایی که رقبا قبلاً ساختهاند میتوانند مستقیماً روی درآمد آن اثر بگذارند.
به همین دلیل بازی علاوه بر کاشیگذاری، مقدار زیادی شبکهسازی فضایی، مدیریت پول، زمانبندی اکشنها و استفاده از فرصتهایی که دیگر بازیکنان ایجاد کردهاند دارد.
عنصر مشترک صفحه نیز تعامل را بالا نگه میدارد. مشتریای که شما وارد بازار میکنید فقط به غرفه خودتان پول نمیدهد و هر غرفه سازگار در همان مسیر میتواند درآمد داشته باشد. پس تقریباً هر اکشن باید با بررسی وضعیت همه بازیکنان انجام شود، نه فقط داراییهای شخصی خودتان.
از نظر پیچیدگی، مرکادو را میتوان حدود 4 از 10 در نظر گرفت. یادگیری قوانین دشوار نیست، اما انتخاب محل مناسب برای غرفه و ساختن ترکیبهای سودآور میتواند حسابی فکری شود.
نوبتها در مرکادو بسیار ساده طراحی شدهاند. در هر نوبت فقط یکی از چهار اکشن ممکن را انجام میدهید: یک غرفه افتتاح میکنید، مشتری وارد بازار میکنید، یک رستوران باز میکنید یا یک سکه برمیدارید.
سادگی ساختار نوبت باعث میشود بازی سریع جلو برود، اما تفاوت میان یک حرکت معمولی و یک حرکت بسیار سودآور تقریباً همیشه به محل و زمان اجرای آن بستگی دارد.
برای افتتاح غرفه، یکی از سه کاشی غرفهای که در اختیار دارید انتخاب میکنید و آن را روی یکی از خانههای مناسب بازار قرار میدهید. سپس یکی از نشانگرهای چوبی رنگ خودتان را روی آن میگذارید تا مالک غرفه مشخص شود.
هزینه ساخت غرفه به میزان شلوغی ردیف و ستون آن بستگی دارد. تعداد غرفههای موجود در ردیف و ستون را بررسی میکنید و براساس سمتی که تعداد بیشتری غرفه دارد هزینه میپردازید؛ غرفه تازه خودتان هم در این محاسبه حساب میشود. بنابراین ساختن در بخشهایی از بازار که قبلاً رونق گرفتهاند معمولاً گرانتر است.
این هزینه یکی از تصمیمهای مهم بازی را ایجاد میکند. مناطق شلوغ مشتریهای بیشتر و فرصت درآمد بالاتری دارند، اما ورود به آنها نیز هزینه بیشتری میخواهد.
اگر غرفه تازه شما در ردیف یا ستونی قرار بگیرد که قبلاً مشتری مناسب در آن وجود دارد، ممکن است همان لحظه درآمد کسب کنید. حتی بازی اجازه میدهد در شرایطی غرفه را ابتدا بسازید و هزینهاش را از درآمدی که همان ساخت ایجاد میکند پرداخت کنید.
یعنی گاهی واقعاً کسبوکار را با پولی راه میاندازید که هنوز به دست نیاوردهاید. بالاخره یک بازی اقتصادی باید حداقل یک اشاره محترمانه به واقعیت داشته باشد.
اطراف بازار برای ورود مشتریها فضاهایی در نظر گرفته شده است. وقتی اکشن جذب مشتری را انتخاب میکنید، یکی از کاشیهای مشتری موجود را برمیدارید و آن را در ابتدای یک ردیف یا ستون مناسب قرار میدهید.
هر کاشی نشان میدهد چند مشتری وارد بازار شدهاند و به دنبال چه نوع کالاهایی هستند.
برای قرار دادن مشتری، تعداد غرفههای موجود در آن ردیف یا ستون باید حداقل برابر تعداد مشتریهای روی کاشی باشد. علاوه بر این، خودتان باید در همان مسیر حداقل یک غرفه داشته باشید که کالای موردنظر آن مشتریها را بفروشد.
بعد از ورود مشتری، تمام غرفههای سازگار در آن ردیف یا ستون درآمد کسب میکنند و مهم نیست مالکشان شما باشید یا رقیب.
اینجا یکی از جذابترین تصمیمهای مرکادو شکل میگیرد.
ممکن است یک کاشی مشتری برای دو غرفه شما پول خوبی ایجاد کند، اما همزمان سه غرفه رقیب هم از آن سود ببرند. شاید هنوز حرکت خوبی باشد؛ شاید هم عملاً مسئول تأمین بودجه پیروزی نفر کناری شده باشید.
رستورانها یکی از ابزارهای اصلی برای افزایش درآمد هستند.
هر نوع رستوران، غرفههای خاصی را که بهصورت افقی یا عمودی کنار آن قرار گرفتهاند تقویت میکند. برای مثال، سوشیبار ارزش غرفههای ماهی را افزایش میدهد، پیتزافروشی غرفههای گوجهفرنگی را بهتر میکند و بار شراب با غرفههای انگور هماهنگ است. پاب یک استثناست و میتواند روی تمام انواع غرفه تأثیر مثبت داشته باشد.
وقتی یک غرفه از مشتری مناسب درآمد کسب میکند، ابتدا یک سکه برای خود غرفه در نظر گرفته میشود و بعد به ازای هر رستوران سازگار مجاور، یک واحد به ارزش آن اضافه میشود. مجموع این مقدار سپس در تعداد مشتریهای روی کاشی ضرب میشود.
برای مثال، اگر یک غرفه ماهی کنار دو سوشیبار قرار داشته باشد، ارزش پایه آن هنگام فروش به مشتری از یک به سه میرسد. حالا اگر سه مشتری به دنبال ماهی باشند، همان غرفه میتواند 9 سکه تولید کند.
همین سیستم باعث میشود یک خانه مناسب در مرکز بازار بهشدت ارزشمند شود. قرارگرفتن میان چند رستوران سازگار میتواند یک غرفه معمولی را تبدیل به موتور اصلی درآمدتان کند.
در ابتدای بازی تعدادی رستوران بهصورت بسته و غیرفعال روی بعضی خانههای بازار قرار دارند.
اگر هنگام افتتاح یک غرفه روی یکی از این خانهها ساختوساز کنید، رستوران موجود را برمیدارید، آن را به سمت فعال برمیگردانید و برای استفاده در آینده جلوی خودتان نگه میدارید.
بعداً میتوانید با اکشن افتتاح رستوران، آن را در یکی از خانههای مناسب بازار قرار دهید. بازکردن رستوران علاوه بر تغییر ارزش غرفههای اطراف، یک سکه هم به شما میدهد. اگر رستوران جدید را روی خانهای قرار دهید که رستوران بسته دیگری دارد، آن رستوران تازه را هم برای خودتان برمیدارید.
در نتیجه، رستورانها میتوانند نوعی زنجیره ایجاد کنند: یک خانه را تصاحب میکنید، رستورانی آزاد میشود و همان رستوران بعداً فرصت اقتصادی تازهای در بخش دیگری از بازار میسازد.
مرکادو یک پازل فضایی است.
ممکن است یک غرفه دقیقاً از نوع کالایی باشد که نیاز دارید، اما اگر آن را در ردیف یا ستون نامناسب قرار دهید، مشتری کافی برایش وجود نداشته باشد و درآمد زیادی تولید نکند.
در مقابل، غرفهای که در تقاطع دو مسیر پررفتوآمد قرار گرفته میتواند از مشتریهای هر دو جهت پول بگیرد. اگر چند رستوران مناسب هم کنار آن قرار گرفته باشند، ارزش هر بار فروش چند برابر میشود.
از طرف دیگر، شما تنها کسی نیستید که از ساختار بازار استفاده میکند.
ممکن است رقیب رستورانی کنار غرفه شما قرار دهد چون خودش هم در همان ناحیه غرفه دارد. شما بدون اینکه هزینه ساخت رستوران را داده باشید از مزیت آن بهره میبرید.
یا ممکن است شما مشتریای را وارد کنید که برای درآمد خودتان عالی است اما غرفه رقیب، به دلیل داشتن دو رستوران کنارش، از همان مشتری بیشتر از شما پول به دست بیاورد.
به همین دلیل پیش از هر حرکت باید نهفقط خانهای که میخواهید استفاده کنید، بلکه کل ردیف و ستون اطراف آن را ببینید.
هدف نهایی بازی داشتن بیشترین پول است، اما پول در طول بازی همان منبعی است که برای ساخت غرفههای تازه هم خرج میکنید.
بنابراین هر بار که پول خرج میکنید، بخشی از امتیاز فعلی خودتان را برای ایجاد درآمد آینده قربانی کردهاید.
این طراحی باعث میشود زمان نزدیکشدن به پایان بازی اهمیت زیادی پیدا کند. افتتاح یک غرفه گران در اوایل بازی احتمالاً فرصت کافی برای بازگرداندن سرمایه دارد، اما همان حرکت نزدیک پایان ممکن است هیچوقت هزینه خودش را جبران نکند.
از سوی دیگر، نگهداشتن بیش از حد پول و سرمایهگذارینکردن هم میتواند باعث شود رقیب بهترین نقاط بازار را زودتر تصاحب کند.
چهارمین اکشن بازی نیز بسیار ساده است: اگر حرکت بهتری ندارید، یک سکه میگیرید. اما اگر همه بازیکنان پشت سر هم به سراغ همین اکشن بروند، بازی میتواند فوراً پایان پیدا کند.
پس حتی برداشتن یک سکه هم گاهی پیام واضحی دارد: «بازار دیگر چیز خوبی برای ارائه ندارد، بیایید حساب کنیم چه کسی پولدارتر شده.»
پایان مرکادو زمانی نزدیک میشود که بازار یا ورودیهای مشتریها تقریباً پر شده باشند.
اگر بعد از قرارگرفتن غرفه یا رستوران فقط چهار فضای قابل استفاده در بازار باقی بماند، یا بعد از ورود مشتری فقط چهار ورودی آزاد باقی مانده باشد، پایان بازی فعال میشود. سایر بازیکنان یک نوبت آخر خواهند داشت و سپس درآمد نهایی بررسی میشود.
هر رستورانی که هنوز جلوی بازیکن باقی مانده و وارد بازار نشده باشد یک سکه جریمه دارد و در نهایت کسی که بیشترین پول را داشته باشد برنده میشود. اگر پول دو بازیکن برابر باشد، تعداد غرفههای آنها روی بازار تعیینکننده خواهد بود.
این پایان قابلکنترل یکی از بخشهای تاکتیکی بازی است.
گاهی میتوانید با پرکردن سریع یکی از خانهها پایان مسابقه را جلو بیندازید، چون میدانید رقیب برای ساخت یک ترکیب بزرگ به دو یا سه نوبت دیگر احتیاج دارد.
گاهی هم باید مراقب باشید حرکت ظاهراً سودآورتان ناخواسته بازی را تمام نکند، درست وقتی که نقشه بزرگ اقتصادیتان بالاخره داشت معنی پیدا میکرد.
مرکادو فقط برای رقابت چندنفره طراحی نشده و یک حالت تکنفره مستقل هم دارد.
بازی تکنفره به شکل مجموعهای از 9 چالش طراحی شده که میتوان آنها را مانند یک کمپین پشت سر هم انجام داد. ساختار اصلی بازی حفظ میشود، اما هر چالش محدودیت یا هدف متفاوتی ایجاد میکند. در پایان هر سناریو براساس مقدار پولی که به دست آوردهاید امتیاز شهرت دریافت میکنید و مجموع این امتیازها رتبه نهایی شما در کمپین را مشخص میکند.
مثلاً ممکن است در یک چالش فقط اجازه داشته باشید از یک نوع غرفه درآمد کسب کنید یا شرایط قرارگیری مشتریها تغییر کند.
این روش برای بازیای با چنین قوانین جمعوجوری انتخاب خوبی است، چون حالت تکنفره را به تلاش برای شکستن رکورد ساده محدود نمیکند و هر سناریو مسئله فضایی تازهای پیش روی بازیکن میگذارد.
نام ویتال لاسردا (Vital Lacerda) معمولاً با بازیهای سنگین و چندلایهای مثل لیسبوا (Lisboa)، گالریست (The Gallerist)، کانبان (Kanban) و آن مارس (On Mars) همراه است.
مرکادو مسیر متفاوتی دارد.
ویتال لاسردا و جولیان پومبو بخش مربوط به ساخت شهر در لیسبوا را بهعنوان نقطه شروع گرفتهاند و آن را به یک بازی مستقل با تمرکز کامل روی کاشیگذاری و رابطه فضایی میان کسبوکارها تبدیل کردهاند. خود ناشر نیز مرکادو را مستقیماً مبتنی بر سیستم City Building بازی لیسبوا معرفی میکند.
اما دانستن لیسبوا هیچ ضرورتی برای بازیکردن مرکادو ندارد.
مرکادو یک بازی مستقل است و از نظر مدت، حجم قوانین و سطح پیچیدگی فاصله بسیار زیادی با لیسبوا دارد. در واقع یکی از جذابیتهایش همین است که بخشی از تفکر طراحی فضایی لاسردا را در قالبی حدود نیمساعته ارائه میدهد.
اگر همیشه اسم ویتال لاسردا را شنیدهاید ولی با دیدن دفترچه یکی از بازیهایش احساس کردهاید شاید ادامه تحصیل انتخاب منطقیتری باشد، مرکادو ورودی بسیار دوستانهتری به سبک طراحی اوست.
مرکادو نمونه خوبی از بازیهایی است که قانون کم اما پیامد زیاد دارند.
چهار اکشن بیشتر ندارید و معمولاً بعد از چند نوبت دیگر برای اجرای قوانین نیاز به مراجعه به دفترچه نخواهید داشت. چیزی که بازی را فکری میکند، تعداد قوانین نیست؛ تأثیر هر کاشی روی بخشهای مختلف بازار است.
صفحه بازی بهتدریج از یک شبکه نسبتاً خالی به بازاری متراکم تبدیل میشود و ارزش خانهها دائماً تغییر میکند.
خانهای که در ابتدای بازی جذاب نبود ممکن است بعد از قرارگرفتن دو مشتری و یک رستوران تبدیل به بهترین نقطه بازار شود. برعکس، ممکن است برای ساخت یک شبکه عالی برنامهریزی کنید و رقیب درست همان خانهای را که برای تکمیلش لازم داشتید تصاحب کند.
تعامل بازی هم بیشتر غیرمستقیم اما دائمی است. نمیتوانید غرفه رقیب را تخریب کنید یا پولش را بدزدید، ولی تقریباً هر کاشیای که قرار میدهید ممکن است به نفع یا ضرر او تمام شود.
همین ویژگی باعث میشود مرکادو از آن بازیهای اقتصادیای نباشد که چهار نفر کنار هم نشستهاند ولی عملاً هرکس مشغول حل جدول شخصی خودش است.
مرکادو برای کسانی مناسب است که بازیهای استراتژیک کوتاه را دوست دارند و ترجیح میدهند عمق بازی از تصمیمهای روی صفحه بیاید، نه از تعداد زیاد قوانین و استثناها.
بازیکنانی که از کاشیگذاری، بهینهسازی موقعیت و پیداکردن ترکیبهای سودآور لذت میبرند، احتمالاً بخش اصلی جذابیت بازی را خیلی سریع پیدا میکنند.
همچنین گزینه خوبی برای بازیکنانی است که از بازیهای خانوادگی ساده عبور کردهاند و میخواهند یک قدم وارد تصمیمگیری تاکتیکی جدیتر شوند، اما هنوز سراغ یک یوروی سنگین دو یا سهساعته نمیروند.
مدت حدود ۳۰ تا ۴۵ دقیقه نیز باعث میشود بازی برای شبی که فرصت یک عنوان طولانی ندارید مناسب باشد و حتی بتوانید دو مسابقه پشت سر هم انجام دهید.
مرکادو در تعداد بالاتر شلوغتر و تعاملیتر میشود، چون بازار سریعتر تغییر میکند و فرصتهای شما ممکن است پیش از رسیدن دوباره نوبتتان عوض شوند. در تعداد کمتر کنترل بیشتری روی ساختار بازار دارید و بازی حالت محاسباتیتری پیدا میکند.
اگر از بازیهای فضایی و محاسبه ارزش خانههای مختلف لذت نمیبرید، مرکادو احتمالاً بیش از حد شبیه یک پازل اقتصادی به نظر خواهد رسید.
تم بازار بهخوبی با مکانیزمها ارتباط دارد، اما بازی داستانمحور نیست و انتظار اتفاقهای روایی یا شخصیتهای متفاوت نداشته باشید. شما غرفه میسازید، مشتری جذب میکنید و درآمدتان را بهینه میکنید؛ قرار نیست وسط بازار ناگهان خط داستانی درباره رئیس مافیای گوجهفرنگی شروع شود.
همچنین کسانی که تعامل مستقیم، مذاکره یا حمله به رقبا میخواهند ممکن است بازی را آرامتر از سلیقه خودشان ببینند. تأثیر بازیکنان روی یکدیگر زیاد است، اما بیشتر از طریق استفاده مشترک از ردیفها، ستونها، مشتریها و رستورانها شکل میگیرد.
از طرف دیگر، اگر بازیهای ویتال لاسردا را بهخاطر پیچیدگی بسیار زیادشان دوست دارید، باید بدانید مرکادو عمداً تجربهای بسیار سبکتر است. عمق تاکتیکی دارد، اما قرار نیست جای لیسبوا یا کانبان را در یک شب بازی سنگین بگیرد.
نسخه فارسی ارائهشده در آلفان تمام اجزای اصلی موردنیاز برای ساخت بازار را در اختیار بازیکنان قرار میدهد و بخش عمده تجربه فیزیکی بازی بر صفحه اصلی، کاشیهای ضخیم غرفه، مشتری و رستوران و نشانگرهای مالکیت غرفهها شکل میگیرد.
در نسخه اصلی، جعبه شامل 35 کاشی غرفه در پنج نوع مختلف، 12 کاشی رستوران، 35 کاشی مشتری، 32 نشانگر چوبی غرفه، سکهها، کیسه پارچهای و چهار صفحه مخصوص مخفیکردن پول بازیکنان است.
طراحی اجزا در این بازی فقط جنبه تزئینی ندارد. رنگ و نوع غرفهها باید سریع تشخیص داده شود، مشتریها باید خواستههایشان را واضح نشان دهند و رستورانها نیز باید در یک نگاه مشخص کنند کدام نوع غرفه را تقویت میکنند، چون صفحه در نیمه دوم بازی نسبتاً متراکم میشود.
صفحههای مخفیکننده پول نیز اجازه میدهند بازی را با سرمایه پنهان انجام دهید. طراحان همین شیوه را پیشنهاد کردهاند، چون در این حالت بازیکنان دقیقاً نمیدانند رقبا در پایان چقدر پول دارند و تصمیم درباره پایاندادن بازی کمی پرریسکتر میشود.
ارزش اصلی مرکادو در نسبت میان زمان بازی، سادگی قوانین و مقدار تصمیمگیری آن است.
این بازی برای ایجاد عمق نیازی به صدها کارت، چند صفحه شخصی یا دهها منبع متفاوت ندارد. تقریباً تمام تصمیمها از یک صفحه مشترک و ارتباط میان غرفه، رستوران و مشتری شکل میگیرند.
همین موضوع باعث میشود آموزش آن نسبتاً سریع باشد، اما بعد از یادگیری همچنان فضای زیادی برای بهترشدن باقی بماند. در اولین مسابقه احتمالاً بیشتر دنبال ساختن غرفههای سودآور خودتان هستید؛ بعد از چند بازی متوجه میشوید زمان واردکردن مشتری، اشغال نقاط کلیدی، کمک ناخواسته به رقبا و کنترل زمان پایان مسابقه به همان اندازه اهمیت دارند.
تنوع چینش رستورانهای اولیه، ترتیب بیرونآمدن غرفهها و مشتریها و تصمیمهای بازیکنان باعث میشود بازار هر جلسه شکل متفاوتی پیدا کند.
حالت تکنفره 9 مرحلهای نیز ارزش استفاده محصول را بیشتر میکند و برای کسانی که از حل پازلهای امتیازی لذت میبرند محتوای مستقلی ارائه میدهد.
برای کسی که دنبال یک بازی اقتصادی نسبتاً سبک و زیر یک ساعت است، مرکادو مقدار قابلتوجهی تصمیمگیری را در جعبهای نسبتاً ساده ارائه میکند.
واضحترین مقایسه، لیسبوا (Lisboa) است، اما بیشتر برای توضیح تفاوت آنها تا شباهتشان. مرکادو بخشی از ایده شهرسازی لیسبوا را قرض گرفته، ولی تقریباً تمام سیستمهای سنگین اقتصادی و سیاسی آن بازی را کنار گذاشته است. لیسبوا یک بازی چندساعته و سنگین است؛ مرکادو یک بازی تاکتیکی حدود نیمساعته با چهار اکشن ساده است.
از نظر ساخت بازار مشترک میتوان آن را با چایناتاون (Chinatown) هم مقایسه کرد. هر دو درباره ارزش مکانی کسبوکارها هستند، اما چایناتاون تقریباً تمام هویت خودش را از مذاکره و معامله میان بازیکنان میگیرد. در مرکادو هیچ مذاکرهای وجود ندارد و محل کاشیها و زمان واردکردن مشتریها تعیینکننده هستند.
در مقایسه با کارکاسون (Carcassonne)، هر دو بازی از یک قانون نسبتاً ساده کاشیگذاری برای ساختن موقعیتهای فضایی پیچیده استفاده میکنند. تفاوت اینجاست که در کارکاسون امتیاز بیشتر از تکمیل عوارض جغرافیایی میآید، در حالی که مرکادو یک پازل اقتصادی است و ارزش هر کاشی براساس مشتریها و کسبوکارهای اطرافش تغییر میکند.
اگر از بازیهایی مثل اسپلندور (Splendor) بهخاطر قوانین ساده و تصمیمهای اقتصادی کوتاه لذت میبرید اما دوست دارید تعامل روی یک صفحه مشترک و موقعیت مکانی خیلی مهمتر باشد، مرکادو میتواند قدم بعدی جالبی باشد.
مرکادو (Mercado de Lisboa) یک بازی اقتصادی و کاشیگذاری برای 1 تا 4 نفر است که در آن تلاش میکنید سودآورترین شبکه غرفهها را در بازار لیسبون ایجاد کنید.
در هر نوبت فقط یکی از چهار کار را انجام میدهید: غرفه باز میکنید، مشتری وارد بازار میکنید، رستوران میسازید یا یک سکه میگیرید. اما ارتباط میان این چهار اکشن چیزی است که بازی را فکری میکند.
غرفهها در مناطق شلوغتر هزینه بیشتری دارند، مشتریها برای تمام کسبوکارهای مناسب یک ردیف یا ستون درآمد ایجاد میکنند و رستورانها میتوانند ارزش غرفههای مجاور را چند برابر کنند. بنابراین بهترین نقطه بازار نه از ابتدا مشخص است و نه لزوماً فقط برای یک بازیکن سود دارد.
مرکادو مخصوصاً در زمینه زمانبندی بازی جذابی است. شاید مشتری بسیار خوبی در دسترس باشد، اما اگر همین حالا واردش کنید رقیب بیشتر از شما سود کند. شاید خانه مناسبی برای غرفه داشته باشید، ولی اگر یک دور صبر کنید رستوران دیگری در کنارش قرار بگیرد و درآمدش چند برابر شود. شاید هم اگر زیادی صبر کنید شخص دیگری همان خانه را بگیرد و تمام این تحلیلها با شکوه کامل وارد زبالهدان تاریخ شوند.
ارتباط بازی با لیسبوا (Lisboa) نیز آن را برای علاقهمندان به آثار ویتال لاسردا (Vital Lacerda) جالب میکند، اما برای تجربه مرکادو هیچ نیازی به شناخت آن بازی یا سایر آثار سنگین او ندارید. اینجا با یکی از سادهترین و کوتاهترین طراحیهای مرتبط با لاسردا طرف هستیم که همچنان علاقه او به سیستمهای اقتصادی بههمپیوسته را حفظ کرده است.
اگر یک بازی زیر یک ساعت میخواهید که سریع آموزش داده شود، شانس نقش محدودی در نتیجه داشته باشد و شما را دائماً وادار کند ارزش حرکت خودتان را در کنار سود احتمالی رقبا محاسبه کنید، مرکادو انتخاب بسیار خوبی است.
اما اگر از بازی اقتصادی انتظار مذاکره، ساخت موتور چندلایه یا پیچیدگی سنگین دارید، مرکادو عمداً تجربه جمعوجورتری ارائه میدهد. جذابیتش دقیقاً در این است که با تعداد کمی قانون، یک بازار کوچک میسازد که تقریباً هر خانهاش میتواند محل یک تصمیم دردسرساز باشد.